حسن مرسلوند

267

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

با خيابانى از حزب كناره گرفت و همراه عده‌اى ، دستهء تنقيديّون را بنيان نهاد . بالا گرفتن كار شيخ محمّد خيابانى ، جمعيت تنقيديّون را از هم پاشيد . چند نفر از اعضاى آن دستگير شدند و كسروى تبريز را ترك كرد و به تهران رفت . در تهران ، ابتدا به خدمت وزارت معارف درآمد . اما چندى نگذشت كه به دعوت مشاور اعظم ، از طرف وزارت عدليّه به سمت عضو استيناف آذربايجان به تبريز بازگشت . در روز 23 اسفند 1299 كه عدليهء تبريز به دستور تلگرافى سيد ضياء الدّين طباطبايى بسته شد ، از كار كناره گرفت . در اين هنگام به عضويت انجمن اسپرانتيستها كه در تبريز تشكيل شده بود درآمد و زبان اسپرانتو آموخت . سپس به تهران آمد و باز وارد خدمت عدليّه شد . چندى عضو استيناف مازندران و رياست عدليّه دماوند بود تا با سمت رئيس عدليّه به زنجان رفت . پس از يك سال به رياست عدليهء خوزستان منصوب شد و در اين مأموريت درگيرىهاى زيادى با شيخ خزعل پيدا كرد . ازآن‌پس به تهران آمد و يكى از بازرسان عالى چهارگانهء ادارهء بازرسى عدليّه شد . به سال 1306 خورشيدى داور وزير وقت عدليّه ، او را به سمت مدعى العموم ( دادستان ) تهران منتصب كرد . ازآن‌پس كسروى يك سال و چند ماه به وكالت اشتغال داشت و به دنبال آن مدّتى در ديوان جنايى خدمت كرد و سپس به رياست كل محاكم بدايت رسيد . پس از آن چندى مدعى العموم خراسان شد و از آنجا هم به قوچان رفت و سرانجام به تهران بازگشت . ازاين‌پس از عدليّه كناره گرفت و به وكالت پرداخت . ليكن پس از يك سال وكالت ، به رياست محاكم بدايت در ديوان جنايى مشغول كار شد . چندى بعد به اراك و همدان و كرمانشاهان سفر كرد و پس از مراجعه به تهران به كار قضايى ادامه داد . ولى در سال 1308 خورشيدى بار ديگر از ادامهء خدمت در مشاغل قضايى دست كشيد و به كار وكالت پرداخت . پس از تأسيس دانشگاه تهران ، براى تدريس تاريخ و زبان برگزيده شد . مجلهء پيمان را از سال 1312 خورشيدى به مدّت 9 سال منتشر كرد . پس از شهريور 1320 ، دفاع از سرپاس ركن الدّين مختار را كه رئيس شهربانى دورهء رضا شاه و مردى به شدت بىرحم و خونريز بود به عهده گرفت و در دادگاه از او و پزشك احمدى و ديگران دفاع كرد . در اين